چطور ممکن است که در این بیکران هستی، در این بیلیون بیلیون بیلیون سیّاره و در این گسترهی دهها میلیارد سال نوری، حیات هوشمند دیگری، بجز ما انسانهای زمینی، وجودنداشتهباشد؟
آخه، هرجور حساببکنیم، حتّی براساس بدبینانهترین حساب احتمالاً هم، به یک نتیجهی قطعی میرسیم: حتماً موجودات هوشمند دیگری هم وجوددارند.
نمیتوانم بپذیرم که بخاطر بُعد مسافت، هرگز نخواهیمتوانست با آنها ملاقاتبکنیم.
بیشینهی سرعت نور را بعنوان بیشینهی سرعت برای هر متحرّکی، درنظرگرفتهاند! و رسیدن به آن را، مرز تبدیلشدن به انرژی فرضکردهاند.
هرچند به این روش نظریّهپردازی، باورندارم ولی در ژرفای ذهنم، ندایی میگوید: برای سفر به اقصینقاط بیکران هستی، روشی فراتر از حرکت و طیّ مسیر، براساس دستگاه مختصّات سهبُعدی، باید وجودداشتهباشد.
خمیدگی فضا-زمان هم، استوار بر این است که بُعد چهارم را، زمان درنظربگیریم.
نه، نیازی به چنین فرضیّاتی نیست. حتماً، راه و روش سادهتر و امکانپذیری باید وجودداشتهباشد.
حتماً ، راهی هست، تقریباً، مطمئنّ هستم.
😔