۱۳۸۵ اسفند ۶, یکشنبه

يادگار 17/01/1384

- جالب

بعضي وقتها اتّفاقاتي پيش مياد كه شايد درنظر اوّل ناراحت كننده باشد ولي خير است. ظاهر داستان ناراحت كننده است امّا به فال نيك مي گيريم و تكاني مي خوريم.

ابر و باد و خورشيد و فلك دركارند تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري

فقط كافيه كه با خدا باشي و نيت كني؛ ديگه همه اش جورميشه و خدا ابزارشو فراهم مي كنه. من كه از دستِ گلهاي يك آدم ناشناخته اينترنتي شاخ درآوردم و بعدش هم خيلي خوشحال شدم. ديگه از دستش ناراحت نيستم چون اثر كارش خوب بود. مي دونم قصد بدي نداشت.

خدا يا شكرت.

- غار

من هنوز فكرمي كنم بايد توي غار اصحاب كهفم بمونم تا زمان خودم فرابرسه. امّا اون جونورِ اينترنتي باعث شد بعد از مدّتها خوشحال بشم. خدا اجرش بدهد.

هیچ نظری موجود نیست: