۱۳۸۵ اسفند ۶, یکشنبه

يادگار 28/11/1383

- بدبين

حتماً مي دوني كه همنشيني با يك فردِ جاهل بسيار دشوارتر از همجواري با يك ديوانه است؛ ولي شكنجه وحشتناكتري هم وجوددارد: همنشيني با يك آدمِ بدبين. اين ديگه اوجِ بدبختي است. او كه درواقع دشمنِ خودش است و بهمين جهت دشمنيش درموردِ ديگران نيز بصورتِ بدبيني و كج انديشي بروز مي كند، دائماً تو را خصم و دشمن مي پندارد تا جائيكه اگر مثلاً تو كيلومترها از او دورباشي و ليوانِ آبي دردست داشته باشي و آبِ خانه او قطع گردد، اوّلين چيزي كه به ذهنِ بيمارش خواهدآمد اين است كه حتماً تو برنامه ريزي كرده اي كه آبِ خانه اش قطع گردد!

- عزلت

خدايا، چندي است كه عزلت و تنهايي درميانِ جمع را تجربه كرده ام. لطفاً آزادم بگذار تا در عالمِ خودم باشم. من رهبانيت را برنگزيدم چرا كه فرموده اند: لا رَهبانيّتِ في الدّين. امّا كاري هم بكارِ ديگران ندارم. لطفاً نگذار بخاطرِ ارتباطاتِ گريز ناپذيرِ اجتماعي، دوباره با افرادِ بدبين و يا كج انديش همكار و همنشين شوم.

- تلاشِ بي ثمر

تو با تجربه اي كه داري و در قسمتهاي قبل هم پيرامونش نوشته اي، مي داني كه بدبيني و كج انگاري بيماريي است كه اگر درمانش امكان ناپذير نباشد، بسيار دور از انتظار است. چرا كه تنها راهِ نجاتِ چنين كساني، اراده خودشان است. درواقع اين بيماري بزرگترين نشانه انحطاطِ اخلاقي و انحراف از دين است. چه اينكه در قرآن داريم: انَّ بعض الظنِّ اثم (براستي كه برخي از پندارهاي بد، گناه است). چنين فردي براي درمانِ خود بايد توبه كند و از دخمه و سياه چالِ وجودِ خودش بيرون بيايد. كسي نمي تواند بجاي او توبه كند! اگر كسي به او نزديك شود، او را دشمن مي پندارد و هرتلاشِ الهي اش را نيز نوعي فرصت طلبي مي اِنگارد چون بدبين است. بايد همچون يك بيماري مسري از او دوري گزيني. تاكنون چند نفر را ديده اي كه دچارِ چنين بيماري هولناكي شده اند و هنوز پس از گذشتِ ساليان، نه تنها خوب نشده اند بلكه بر بيماري آنها نيز افزوده شده است و هرچند با ظواهري آراسته امّا با ارتباطاتِ اجتماعي گسسته بسر مي برند و از آنچه كه پشتِ سرشان گفته مي شود، آگاه نيستند. تا آنجا كه مي تواني از آنها دوري گزين و حتّي اجازه نده تا درذهنت هم خانه اي براي خود داشته باشند. اگر روزي معجزه اي شود و به راه راست برگردند، حتماً خودشان با چشمانِ گريه سعي در جبرانِ آنچه ازدست رفته است خواهندكرد چون فقط در چنين شرايطي است كه مي توان يقين حاصل كرد كه خدعه و نيرنگي دركارنيست. آنها به اقتضاءِ شرايطِ زشتشان، مي توانند مدّتها آنچه در قلبِ بيمارشان مي گذرد را پنهان نمايند و دروغ بگويند و دسيسه بسازند. براستي كه في قلوبهم مرض.

هیچ نظری موجود نیست: