- شكستن
فردي در آستانه مردن، غرورش اجازه نداد تا از خوب سيرتي درخواست آب كند؛ حتّي هنگامي كه به او پيشنهادِ آب شد، با نيش زبان ياران را دلشكسته كرد و از خود راند. او جان مي كند و از درون طلب آب مي كرد امّا زبانش جز به نيش زدن عادت نكرده بود! او اينگونه شكست درحاليكه مي انديشيد با درخواست جرعه اي خواهد شكست.
- غرور و بدبيني
خدايا كمكم كن تا هرگز به درد غرور آنچنان كه در اين چند روز به چشم ديدم، گرفتار نشوم. تلخي زبان را در دهانم به شيرين سخني تبديل كن. ايمانم را صد چندان نما آنچنان كه دشمن جرأت انديشه خطا پيرامون من و اطرافيانم را به ذهن راه ندهد.
- دوست
خدايا كمكم كن تا دوستم را تنها نگذارم. هرچند كه او توان گرداندن زبان به راه حقّ را نداشته باشد امّا توان تحمّلم را بيش از اين كن. خدايا، چشم دوستانم را به حقّ بازگردان تا من نيز در مكتب ايشان درس حقّ بياموزم. اوّل جار ثمّ الدار. (يعني ابتدا همسايه و سپس اهل خانه- از فرمايشات حضرت زهراع)
- خطاپوشي
خدايا به من اين توان را عطا فرما تا بتوانم از خطاي نادمان درگذرم و دوستانم را ببخشم. من غار اصحاب كهف را تجربه مي كنم پس اجازه ده تا تحمّل حضرت ايوب (ع) و بخشش حضرت عيسي (ع) را نيز درك نمايم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر