۱۳۸۵ اسفند ۶, یکشنبه

يادگار 2/12/1383

- تصوّرات

جالبه! چون بعضيها با خواندنِ اين مطالب بنظرشون اومده كه من مشكلِ خاصّي ندارم. نه بابا منم غم و اندوهِ خاصّي در دلم هست. درسته كه چند مورد بيشتر نيست ولي تا اعماقِ دل و جانم نفوذداره. براي آرامشم بايد دائماً ذكرِ خدا كنم و به هزار در بزنم.

- والنتاين

داستانِ جالبي داره ولي ازش سوءِ استفاده ها شده است. خيلي جاها مي بينيم كه نوشته اند «والنتاين» امّا نه تنها معني اش را نمي دانند بلكه برخي ازطريقِ همين يك كلمه سعي در ابلاغِ پيامي مي كنند. بعضي جاه ها وقتي اين كلمه را مي بينم، بنظرم مياد كه دارم يك كبك را مي بينم كه سرِش را كرده توي برف. الآن نمي تونم درست توضيح بدم ولي شايد بعداً داستانِ اصلي اين كلمه جالب را برات مي گم.

- افسوس

هروقت مرحوم استاد تقي جعفري را در تلويزيون مي ديدم، حتّي سعي نمي كردم كه از پسِ لهجه اش كه من را آزارمي داد، سخنانش را بفهمم. حتّي يكبار هم نشد كه بجاي توجّه به امّامه درحالِ افتادنِ ايشان، به فرمايشاتشان گوش كنم.

سالها پس از فوتِ ايشان، كراماتِ عجيبي درموردِ اين استادِ عالي مقام شنيدم. قدرتِ تفسيرِ اشعارِ مولانا آنهم در زماني كه تحجّر ريشه دوانده بود را به عالَم نشان داده بود. حيرت كردم. يعني من اينهمه مدّت به چنين كسي بي توجّه بودم. دو روزِ پيش، قبل از اينكه خانه را به مقصدِ اِداره ترك كنم، شاهد نيمه دوّمِ جلسه پرسش و پاسخِ او از تلويزيون بودم. باوركن هرگاه سعي كردم تا ازجا برخيزم و از خانه بيرون روم، نتوانستم و پاي تلويزيون ميخ كوب شدم.

خيلي افسوس خوردم كه در زمانِ حياتشان، تا آن حدّ نادان بودم. اين مرد، فوق العادّه بود و ناداني مثلِ من، قدرش را ندانست. حيف كه ناله و افسوس اثري ندارد.

- اداي دين

يكي از حكما مي گفت: اگر كسي كه در برگرداندنِ آنچه كه قرض گرفته است سهل انگاري كند، برابر با كسي است كه زيرِ قول و قرارش زده است و به اصطلاح به تعهّدش عمل نكرده است. او مثلِ انسانِ دروغگو است.

اين را امروز صبح آموختم. نمي دونم چرا اينقدر موردِ توجّهم قرارگرفت؟ شايد علّتش اين باشد كه: ايشان به كبك هم اشاره كردند. ويژگي كبك اين است كه سرش را زيرِ برف مي كند و جايي را نمي بيند، بنابراين تصوّر مي كند كه كسي او را نمي بيند.

- امامِ عصر(عج)

همون دانشمند در عرفه (زمانِ حجّ تمتّع) پيرامون شرايط و تلاش براي ملاقات با امام زمان(عج) فرمود درست مثل بچّه اي كه مادرش را گم كرده است مي مانيم و مي گوييم مادرم مرا گم كرده است. امّا آيا اينجا متوجّه مي شويم كه ما او را گم كرده ايم؟

- قربونش برم

اين دو بيتي را نتونستم رها كنم چون خيلي روي من اثر مي گذارد:

بازآ، بازآ، هر آنچه هستي بازآ گر كافر و گبر و بت پرستي بازآ

اين درگهِ ما درگهِ نوميدي نيست صدبار اگر توبه شكستي بازآ

وقتي كه خدا اينجوري باشه، منِ بنده خدا چجوري بايد باشم؟ هم درجهتِ عذرخواهي كردن و هم درخصوصِ پذيرفتنِ عذر!

هیچ نظری موجود نیست: