۱۳۸۵ اسفند ۳, پنجشنبه

يادگار 14/5/1383

- صفا

ديشب جاتون سبز بود؛ رفته بوديم يك رستوران كه توي يك باغ بود. اسمش باغ بهشت است و نزديكي دوكوهك شيراز قرارداره. يك تخت انتخاب كرديم و لَم داديم. همه چيز و همه كس اونجا بودند. از مرفّهين بي درد گرفته تا آدمهاي خودباخته آنچناني، حتّي آدمهاي خوبم وجودداشتند. يك مقداري رفتم توي نخ اون خودباختگاني كه باظواهري بسيار زيبا و فريبنده براي خودشون مي گشتند و نه تنها ديگران را اسير خودشون مي كردند بلكه خودشون هم اسير دست دل فريب خورده خودشون بودند و چه كارهاي زشتي كه انجام نمي دادند! بگذريم؛ جاي خيلي خيلي باصفايي بود. اركست سنّتي خوبي برپابود. متوجّه شدم كه يك مرغ آبي رفته زير تخت ما لم داده. بالاي سرمون هم، روي درخت پرنده هايي بودند كه خوب نمي ديدمشون. توي دلم از اين وضعيت منحصربفرد خشنود شدم و از خدا تشكركردم. آخه تا اونجايي كه تونستم ببينم، هيچ تخت ديگه اي كه چنين شرايطي را داشته باشه نديدم و اين را يكجور موهبت منحصربفردِ خدايي تلقّي كردم.

- مادام كوري

خيلي وقتها به اين زن دانشمند مي انديشم. آخه اون تونست با كشف عنصر مهمّ راديو اكتيو يعني اورانيوم خدمت بزرگي به بشريت بكنه. ولي وقتي كه خوب به موضوع فكركنيم، مي بينيم كه مرحوم پيركوري، شوهر بزرگوارش نيز نقش مؤثّر و تعيين كننده اي دراين مورد داشت. آره اين مرد توانا و بسيار صبور بود كه تونست موقعيت بروز استعداد نهفته اون كسي را كه از صميم قلب دوستش داشت را فراهم كنه. بجاي اينكه از همسرش توقّعاتِ پيش پا افتاده اي كه معمولاً از زنان جامعه مي رود، داشته باشه، اون را آزاد گذاشت تا مدّتها توي آزمايشگاه پابپاي هم به تحقيق بپردازه. به گواهي تاريخ، اونها بارها و بارها شد كه از وعده هاي غذايي روزمرّهشان غافل ماندند و مرحوم پيركوري حتّي يكبار هم از اين موضوع شكايت نكرد. تااينكه تقدير برآن شد كه دريك واقعه تصادف با گالسكه، پيركوري فوت بشود. خدا را شكر كه ماري راهشون را ادامه داد، و وقتي كه ازش بخاطر اكتشافاتش تقدير بعمل آمد، دائماً و با وجداني آگاه و لحني احساسي نظرِ همه را به تلاشها و ازخودگذشتگيهاي شوهر باوفا و بزرگوارش جلب مي كرد. اين موضوع بارها و بارها درنظرم آمده است كه چرا همه زنان جامعه ما نمي تونند مثل ماري كوري باشند. چرا بايد اسير كارهاي روزمرّه و بردگي نوين باشند و به اونهم دلخوش كنند. يك كار ثابتِ روتينِ روزانه و پشت سرش هم يك كار ثابت ترِ خانه! مگر يك شوهر حقّ نداره از ديدن پيشرفتهاي همسرش به خودش بباله؟ نمي دونم شايد بهتر باشه بگم : خلايق هرچه لايق امّا فقط منظورم زن نيست بلكه نقش پير كوري، به ما نشون مي ده كه مردها خيلي مؤثّر هستند.

- عالِم بي عمل

از يكي پرسيدند كه:

عالم بي عمل به چه ماند؟ فرمود: زنبور بي اصل

چرا پس از اينهمه درس و دانشگاه و كلاسهاي متفرّقه، افرادّ ممتازمون قابليت كار و جذب شدن در بازار كارِ حرفه اي را ندارند؟! آيا اونهمه وقت و هزينه بايد يا به كنج آشپزخانه ريخته بشود و يا اينكه توي كارهاي روتين و فارغ از نوآوري و متأسّفانه تكراري تحليل برود؟! خداي من چرا اينقدر اين مردم نادان هستند؟. ماري كوري يك زن بود امّا براي من يك آينه عبرت است. خدا بيامرزدش.

- نوابغ

هيچ مي دونيد كه بسياري از افرادي كه توي دبيرستانها و حتّي دانشگاهها بسيار موفّق هستند، توي زندگي واقعي موفّقيتِ چنداني ندارند. من چند موردشون را مي شناسم. آره عزيزان، براي موفّقيت در زندگي و حتّي روابطِ كاري پيچيده امروزي، چيزي بيش از درس خوان بودن نياز است. توجّه داشته باشيد كه بعضي ها خداي حلّ جدول هستند و برخي هم شطرنج باز حرفه اي، امّا هيچكدام از اين دو گروه صرفاً بخاطر داشتنِ اين تواناييها درزندگيشون موفّق نبوده اند. حالا به اين نكته هم توجّه كنيد كه بسياري از درس خوانها هم بنا به عادت و يا فرهنگ فاميلي و خانوادگيشون عادت به درس خواندن دارند و به اصطلاح غرق فرمولها و مهارتهاي كسب دانش اند. اين خيلي خوب است امّا يك شرطِ لازم تلقّي مي شود. والدين بايد به اين نكته عنايت داشته باشند كه شرط كافي براي موفّقيت اولادانشان در زندگي آينده، چيزهايي بمراتب فراتر از درس خواندن است. انسانيت، تقويت اراده، صداقت، فداكاري، ايمان و .... هم لازم است.

- دَر

گرخداوند زِ حكمت ببندد دري زِ رحمت گشايد درِ ديگري

جونِ من به رابطه بينِ كلماتِ حكمت و رحمت، در اين بيت عنايت كنيد. اين بيت براي آدمها گفته شده است. آخه همه موجودات رحمتِ خداوندي را درك مي كنند ولي درك حكمت فقط براي انسانها است كه شايد عقل و شعورداشته باشند.

- حكمت

يادمون باشه:

حفظ كردنِ يك چيز بمراتب دشوارتر از بدست آوردنش است

- درس

نبايد دروغ بگيم امّا گاهي اوقات بايد خيلي مواظب باشيم كه حقيت را هم فريادنزنيم!

- محدوديت

من لازم نمي دونم كه حقايق را فرياد بزنم امّا متوجّه شدم نظرِ نامحرمان به اين سايت نوعي حالت فرياد را تداعي مي كنه! شايد مجبوربشم كه اين سايت را مخفي كنم؛ بهرحال دلم مي خواد تا زمانيكه كه وقتِ تحرير يك كتاب محقق بشه، اين سايت باقي بمونه امّا دور از چشمِ نامحرمان.

هیچ نظری موجود نیست: