۱۳۸۵ اسفند ۳, پنجشنبه

يادگار 21/10/1383

- عشق

عشق اگر پاك و خدايي باشه باعث ميشه كه عاشق حتّي بدترين رفتار معشوق را هم پس از مدّتي ازدل بيرون كنه. مثل عشق پدر به فرزند. پدر درمقام تربيت كردن، گاهي اوقات از دستِ عشقِ خودش يعني فرزندش به خشم مي آيد و چه بسا كه تنبيه هاي پيچيده اي نظير قطع طولاني مدّت ارتباطي را هم تدارك ببينه و گاهي اوقات رخ مي ده كه معشوق (اينجا همون فرزند) بجاي اينكه از اين تنبيه پند بگيره شروع به منفي بافي بكنه و عاشق را حسابي بيازاره و ديگه اتّفاقات بد و بدتر تا آنجايي كه خصوصاً در سنين بالا، موجبات آزرده خاطري عاشق (پدر) را بشدّت فراهم كنه. امّا پس از مدّتي بازهم عاشق به حديث عشق برمي گرده. چون عشقي از نوع خدايي در درونش ريشه داشته است.

حالا ببينيد كه آق والدين چقدر خطرناك مي تونه باشه يعني اينكه معشوق آنچنان رفتار خصمانه و غيرقابل بازگشتي بروزداده است كه ديگه هيچگونه امكان بخششي را دروجود عاشقان (والدين) باقي نگذاشته است.

- منافق

معمولاً با شنيدن اين كلمه فردي را مجسّم مي كنيم كه ميان دو نفر تفرقه (جدايي) مي اندازد امّا معني واقعي اش اين است: منافق كسي است كه واقعيت را بگونه ديگري جلوه مي دهد.

- انسان و توبه

هرچند يكي از بزرگترين گناهان نفاق است و منافق يكي از پست ترين درجات را به خود اختصاص داده است امّا جالب است بدانيم كه اشاره به رذالتهاي منافق در قرآن نشانه آن است كه حتّي منافق نيز مي تواند توبه كند و بازگردد. اين ويژگي فوق العادّه دين ما است. اين موضوع بوضوح در آيات كلام الله مجيد آمده است.

- بسوي خدا

اگر يك گام بسوي خدا برويم او ده گام بسوي ما مي آيد. باباجان، يعني كمكمان مي كند. مي گي چطوري؟ مثلاً كمك مي كنه تا از منافقان دور بشيم. بريد سراغ سوره توبه. اونجا به حضرت پيامبر گفته شده است كه ما منافقان را كه حقاقيق را بشكل ديگري جلوه مي دادند از تو دوركرديم والاّ بازهم سعي در اخلال در كار مسلمين و شكست در جنگ مي كردند. تازه توي همون سوره مباركه گفته كه اونها ادعا مي كنند كه با شماييم امّا در دل از پيروزي شما خوشحال نمي شوند و تنها منتظرند تا اگر پيروز شويد بگويند دل ما با شما بود و اگر شكست خورديد بگويند ما بهمين علّت تمايلي به جنگ نداشته ايم.

- شناخت

ما بايد به يك شناخت بالا دست يابيم. ببينيد: انسان تا زماني كه منافق است بايد بشدّت از او دوري جست و از اينكه با او ارتباطي نداريم خوشحال باشيم امّا همانطور كه ايزد منّان توبه حتّي منافقين را مي پذيرد، ما نيز بايد چنين كنيم. سعي كنيم بعد از اينكه دريافتيم كه منافقي از قيد و بند شيطان نجات يافته است، بسويش بشتابيم و باهم پرواز كنيم. امّا دو چيز را خوب بخاطرداشته باشيم: اوّل اينكه بايد آزمون دقيقي براي اينكه يقين حاصل شود كه او دست از نفاق و تحريف حقايق برداشته است تدارك ببينيم و دوّم اينكه خوب به اين موضوع واقف شويم كه نفاق نوعي بيماري وحشتناك است كه خود منافق درزمان ابتلا به آن بيماري رنج فوق العاده اي را متحمّل شده است و بيش از همه به خودش آسيب واردكرده است. اين بيماري مي تواند منشإ بيماريهاي ديگري نظير منفي بافي و بدبيني هم بشود. پس اگر بازگشته است بايد با آغوش باز و عشق خدايي او را پذيرا باشيم. (هرچند كه گاهي اوقات خيلي دشوار است تا بتوانيم برخي نادرستيها را فراموش كنيم.)

هیچ نظری موجود نیست: