- تهمت
اگر به كسي حمله كنيم حتّي اگر نابرابر باشد، او مي تواند از خودش دفاع كند ويا اينكه دستكم بفهمد كه درحال كشته شدن است امّا اگر از پشت به او خنجر بزنيم، كاري بس ناجوانمردانه و رذيلانه را مرتكب شده ايم. چونكه اصلاً به او فرصت دفاع از خودش را نداده ايم و روحش از اين اتّهام بي اطّلاع است. چه بسا كه اتّهام ما از اساس نادرست باشد و براساس بدبيني و يا اشتباه قرارگرفته داشته باشد. هر انسان آزاده اي كاملاً به اين موضوع واقف است و هر عقل سليمي اين را مي پذيرد امّا چرا مكرّراً شاهد اين رفتار ناجوانمردانه و نفاق آميز هستيم؟ من مدّتها است كه سعي كرده ام دچار چنين وسوسه هايي نشوم و ازآنجايي كه بعنوان يك انسان، جائزالخطا هستم، هنگامي هم كه دچار اين لغزشِ زشت شده ام، همواره سعي كرده ام تا جبران كنم. امّا اين را هم خوب مي دانم كه جداي از محيطهاي تربيتي و خصوصاً تربيتِ خانوادگي كه نقش مؤثّري برروي شخصيت افراد دارد، جوهر وجودي فرد بسيار مؤثّر است تا آنجا كه هرچقدر ضعفِ نفس در فرد نهادينه تر باشد، بيشتر و بيشتر تحتِ تأثير وسوسه هاي شيطان قسم خورده قرارمي گيرد.
ولي خودمانيم؛ عجب كار زشتي است خصوصاً كه فردِ متّهم شايد مدّتها و ماهها و حتّي سالها مورد نكوهش و اتّهام بابت چيزي كه روحش از آن بيخبر است قرارداشته باشد و اجازه نداشته باشد كه از خودش و قاموس وجودش دفاع كند و چه بسا كه فرصتهاي جبران ناپذيري را به بهاي اندكي ازدست بدهد. مطمئن باشيد كه مادر كائنات و نيزخداي جهان حتّي اگر او از حقّش بگذرد، از آن نادرستان نخواهدگذشت.
- راه برگشت
اگر چشمامون را باز كنيم، خداي مهربون هميشه راه برگشت را باز گذاشته است و اين جزءِ ذات پاكش است. اين ما هستيم كه به تناسب عمق چاه گناهاني كه در آن فرو رفته ايم، از او و راه برگشتش بازمانده ايم. امّا من به اين نكته يقين دارم كه هرچقدر هم از او دورشده باشيم، ساختار خدايي كه در وجودمان از بدو خلقت كارگذاشته شده است مي تواند براي برگشت كمكان كند. فقط يك جو همّت و ذرّه اي غيرت لازم دارد كه هرچقدر هم به درّه سياه انحرافات و كج نگريها سقوط كرده باشيم، بازهم اون تهِ وجودمان مي توانيم بيابيمش. واي بحال آنهايي كه همان يك ذرّه را هم در وجودشان نمي يابند و تن به ضلالت ابدي مي دهند. بخدا فقط ذرّه اي همّت كافي است. همون يك ذرّه غيرت مي تونه همه گناهانمان را نابود كنه. فقط يك ذرّه شهامت مي خواد تا ما بتونيم از خودمون و ديگرون عذرخواهي بكنيم. مطمئن باشيد كه خدا هم كمكمون مي كنه.
- راههاي ديگر
مي گن:
پاي استدلاليون چوبين بود پاي چوبين سخت بي تمكين بود
چه بسا كه بارها و بارها براساس حسابهاي مادّي، قيدِ خيلي چيزها را زده ايم و يا اينكه از وقوع امري ناامّيد شده ايم. بارها و بارها كارهايي را ادامه نداده ايم و هزارتا حماقت ديگه. بابا، خلقتِ انسان كه مستمراً تكرار مي شود بزرگترين نشانه امكانِ ناممكنات است. دل به خدا بسپاريد و مطمئن باشيد كه او درهمه حال با ما است. او اتّفاقات و رويدادهايي را برنامه ريزي مي كند كه به مخيله هيچكداممان راه ندارد. ايمان داشته باش تا معجزه ببيني. تو كه نمي دوني قراراست چه اتّفاقي بي افتد كه آنقدر آسمون و ريسمون بهم مي بافي!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر