۱۳۸۵ اسفند ۶, یکشنبه

يادگار 7/11/1383

- شيطانِ بدبخت!

اصلاً نياز نيست تا با شيطانِ وجودت مستقيماً بجنگي بلكه كافي است به بخش اَهورايي درونت بيشتر و بيشتر و مصمّم تر بپردازي. خودبخود شيطانِ درونت سرخورده مي شه و حالت بي تفاوتي پيدا مي كنه. توجّه داشته باش كه او هرگز متوقّف نمي شه بلكه در آن مرحله و آن موقعيتِ زماني، شكست خورده و سرخورده مي شه. مي توني اون را توي تجسّمات بيروني وجودت مشاهده كني. درواقع شيطان درون نه تنها بصورت انديشه و خيال بلكه بصور ملموسِ خارجي نيز تجسّم ميشه كه دقيقاً ريشه در شيطان درون داره. مي تونه بصورت يك دوستِ ناباب و يا مشغوليتي صرفاً مادّي يا حتّي فعّاليتي ظاهراً اجتماعي نمود پيداكنه. وقتيكه در دنياي مصفّاي درونت، اين شيطانِ قسم خورده را سركوب كني، تجسّم بيرونيش كه مي تونه مثلِ حضور يك انسان باشه نيز سرخورده مي شه و تعارضاتِ روانيي از او بروز مي كنه. از بي تفاوتي گرفته تا نمايشِ غرق شدن در معاصي. اين درواقع شيطان است كه باتمام غروري كه داره، به دردِ چه كنم گرفتارشده است. مسلّماً درمرحله بعدي سعي مي كنه تا تو را مجدّداً ترغيب به خطا كنه و قبل از اينكه راه جديدي را امتحان كنه سعي مي كنه با ايجاد توهّمي نظير اينكه اگر فلان موضوع را در فلان تاريخ رها نكرده بودي امروز در چنين موفّقيتي نيز سهيم بودي و چنان و چنان و اينك يا همان موضوع را پي بگير و يا به راه جديدي كه بازهم خودِ مكاّرش پيشِ پايت مي گذارد، برو. من كه فكر مي كنم بهتر است در چنين مواقعي بيشتر از زمانهاي ديگر به خداوند توكلّ كنيم. امّا يادتون باشه عدو شود سبب خير گر خدا خواهد و اين عدو (دشمن) هركه يا هرچه مي خواهدباشد حتّي ابليسِ آتشين.

- هيچكس

بارها و بارها اطرافيانم ديده اند من مي گويم هيچكس نيستم و هيچ چيز نيستم. البتّه من موهبتهايي را كه باري تعالي در وجودم بعنوان يك انسان تعبيه كرده است را انكارنمي كنم بلكه هنگاميكه خودم را با دنياي پيراموني مقايسه مي كنم، خودم را ذرّه اي در آن اقيانوسِ بيكرانِ خلقت مي بينم و هر شاهكاري هم كه داشته باشم را هيچ مي بينم. اين يك حقيقت است كه ما ذرّه اي بيش نيستيم. هرچند در دنياي عشق، قطره كارِ دريا مي كند و ايثار بزرگترين دليلِ اين مدّعا است ليكن قطره ازآنجايي كه فهميد كه قطره اي از اقيانوسِ بيكران بيش نيست، توانست كار دريا كند.

يادت باشد، تازمانيكه بداني كه هرچه مي داني، از آسمان نامتنهاهي علم معرفت، ذرّه اي بيش نيست، مي تواني بدنبالِ علم و تحقيق و معرفت باشي والاّ همچون بسياري از بدبختها، نخواهي توانست گام از گام برداري و درهمان پلّه اوّل واخواهي ماند.

هیچ نظری موجود نیست: