۱۳۸۵ اسفند ۶, یکشنبه

يادگار 29/10/1383

- عبرت از آينده

خيلي وقتها فكرمي كردم كه اگه مثلاً فلان امكانات را داشتم، چجوري استفاده مي كردم و آيا آدم بدي مي شدم؟ خيلي طول كشيد تا فهميدم كه درواقع افراد خلافكار و نادرستي را كه مي بينم و يا تحمّلشون مي كنم، درواقع همان آينده من است كه مي خواستم بدونم من چجور آدمي مي شدم. مي شه گفت كه اونها همون امكاناتي را كه من آرزوداشتم را دراختيار داشته اند و اقدام به آن كارهاي نادرست كرده اند. البتّه مي دونم كه خيليها اين امكانات را دراختيارداشته اند و استفاده هاي خوب و بد كرده اند، امّا نكته مهم اين بود كه نمونه هايي از آينده احتمالي من درمقابلم قرارگيرد و حضور اين افراد بعنوان دوست يا آشنا بهمين دليل بوده است. پس بايد شاكر خداي مهربان و حكيم باشم بعلّت دوري از اون امكانات. مطمئنّاً اگر لياقتش را كسب كنم، خداوند نيز امكانات بهره مندشدن را نيز برايم فراهم خواهدكرد.

- پول

خدا را شكر مي كنم كه ديگه ميل چنداني به داشتن پول ندارم و وقتيكه محلّ مناسبي براي هزينه كردن اين امانت نميابم دليلي براي جستجويش نمي بينم. اين روزها بيش از هر روز ديگه اي مي دونم كه اوّل بايد خوشبختي وجودداشته باشه و سپس پول. پول خوشبختي نمي آورد و پولِ بابركت فقط شايسته افرادي است بتونند خوشبخت باشند و بتوانند خوشبخت بكنند.

هیچ نظری موجود نیست: